logo of EnglishVIP4U.com the English-Farsi website for learning English

​EnglishVIP4U.com

خانه تخصصی زبان
Learn English online
​​​​​​​ Anytime, Anywhere

خانه
دوره های آنلاین
بلاگ
پادکست
ورکشاپ ها
تماس با ما
منابع مفید
کتابخوانی
در حال ثبت نام
قوانین وبسایت
پروفایل من

EnglishVIP4U.com کار خود را در آخرین روزهای سال 1403 و با هدف گسترش محتوای آموزش زبان برای فارسی زبانان سراسر کره خاکی شروع کرد.

هدف ما تولید  محتوای مفید و دانستنی درباره زبان (فعلا انگلیسی) و نیز برگزاری کلاسهای آنلاین با کیفیت توسط اساتید تحصیلکرده در داخل و خارج و بسیار با تجربه است.
ما به شکلی پیوسته در حال تولید و توسعه محتوای جدید برای زبان و برگزاری کلاسهای آنلاین با کیفیت و کاربردی هستیم و در این مسیر از حمایت مهربانانه و راهنمایی های شایسته شما بی نهایت سپاسگزاریم.
​​​​​​​

  • اینستاگرام
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
open

تماس با ما در شبکه های اجتماعی

۰

B1 Vocabulary- part 12- CEFR- واژگان سطح B1 شروع با حرف C

 


B1 Vocabulary- part 12

 

 

 

  1. clue (n)

“Do you know the answer?” → “Sorry, I don’t have a clue!” [= I don’t know]

“ آیا جواب را بلدی؟" ← " ببخشید، من هیچ سرنخی ندارم!" (= یعنی جواب را نمیدانم.)

  1. coach (n) (in sport or in life, for instance)

We have a class with a professional business coach.

ما با یک مربی حرفه ای تجارت، کلاس داریم.

  1. coal (n)

They found a coal mine near the town so many people started working there.

آنها یک معدن زغال سنگ در نزدیکی شهرستان پیدا کردند و در نتیجه افراد زیادی شروع به کار در آنجا کردند.

  1. collection (n)

The museum displayed a collection of precious gems.

موزه، کلکسیون سنگهای قیمتی را به نمایش گذاشت.

  1. coloured (adj) [colored (American English: AE)

The panels were decorated with brightly colored glass./ I just saw a cherry-colored car. It was awesome.

پنل ها با شیشه های رنگ روشن تزیین شده بودند. / من همین الان یک ماشین به رنگ گیلاس دیدم. خیلی باحال بود.

  1. to combine (v)

Some sports, such as yoga, need you to combine strength and flexibility.

بعضی ورزشها، مثل یوگا، نیاز به ترکیب کردن قدرت و انعطاف پذیری دارند.

  1. to comment (v)/ (n)

When journalists asked him to comment on the film, he said, “ No comment!”

وقتی خبرنگاران از او درباره فیلم نظر خواستند، او گفت " نظری ندارم."

  1. commercial (adj / n)

There is usually a commercial break or two in the movie. / In the commercial, everyone looked excited to buy and use the product.

معمولا (وسط) فیلم یک یا دو وقفه برای آگهی های بازرگانی وجود دارد./ در آگهی بازرگانی، همه برای خرید و استفاده از محصول هیجان زده به نظر می رسیدند.

  1. to commit (v)

The NYPD arrested him for committing murder.

پلیس نیویورک او را برای ارتکاب قتل بازداشت کرد.

  1. communication (n)

Improving our communication skills is absolutely necessary for both personal and professional purposes.

بهبود مهارتهای ارتباطی مان برای مقاصد شخصی و حرفه ای کاملا ضروری است.


 

 

می توانید به سایر مقاله های بلاگ هم سر بزنید. در مقالات بعدی باز هم از واژگان سطح B1 صحبت خواهیم کرد.  

برای توضیحات بیشتر می توانید پادکست های ما را هم در این باره دنبال کنید. (بزودی: شامل تلفظ و توضیحات بیشتر)

لطفا زیاد به سایت  سر بزنید: این دو بخش (مدیا و بلاگ) مرتبا به روز رسانی می شود. (البته به امیدوارم!)

و لطفا برای دوستان وعلاقمندان به زبان هم بفرست تا سایت بهتر شناخته شود. خیلی خیلی سپاسگزارم که همراهم هستید.

هرگونه کپی برداری و یا استفاده غیر شخصی از این مطلب فقط با اجازه کتبی از https://EnglishVIP4U.com امکان پذیر است. 

اشتراک گذاری با ذکر منبع آزاد است. سپاس!

نوشته های اخیر

دسته بندی ها

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید